X
تبلیغات
رایتل

امام علی  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1392 در ساعت 22:17

    
ازآن زمانیکه بی بی با آن خیال معصومش ابرهائی را در اسمان نشان میداد که اطراف ماه بودند ومیگفت که اینها  کاه هستند  که از دلدل اسب امام  علی در رفتن به خانه ی خدا ریخته شده............................... 

وآن گاههائیکه در نخست جست پرخیزمان میگفتیم یاعلی.... 

ویاآنگاهکه استخوان دستان فرتوتمان  بر کاسه ی تیرکش زانوانمان کمانه میکرد تابلند شویم  ومیگفتیم یاعلی..... 

علی برای ما یک آشناست ..دوست است...ویک همنشین برای قلب وزبان....... 

علی جسیم است  که بیشترازخیلی از همنوعانش متبلور روح خداوندیست...چقدرسراسیمه ونستوه میشوموقتیکه چنین مردی را درتاریخ عرب چنین تنها می یابم...علی دراجتماع وتوده ی مجهول کوفیان  آموخت  که درتنهائی مسیح تراست...علی چقدرتنهابود که دردهای نزارقلبش را شبانه با چاه نخلستانش  بی صدا مویه میکرد..نخلستانیکه میدانست فراق فاطمه را.... 

ودرآخر   قداره ی قطام  انتحار جهل ابن ملجم    ابایزید ونطفه ی بوزینه بازش  چه ظلم تاریکی به مردانگی بشریت کردند... 

 

شبی مهتاب شد خونین به ناگاه 

شبی غم نامه ای افروخت از چاه 

 

چکید خونابه از مژگان مردی 

به چاهی که دراو افتاده یک ماه 

 

بسی نالید و مویه کرد و افروخت 

محاقی آمد آن مه را درآن گاه 

 

بگفتا مادرم از کهکشانی 

که ریخته زیر سم دلدلش کاه 

 

شبستانش به معراج محمد 

ملائک در نماز او سحرگاه 

 

هنوز از برق تیغ ذوالفقارش 

 عرب را باشدی حیرت به افواه 

 

بسی بر بینوایان عرضه کرداو 

خلوصش را بدون هیچ اکراه 

 

به ضرب ملجم آخر شیر آفاق 

به خونش غرقه در محراب ودرگاه 

 

برین مردانه را نامرد کشتن 

عرب را بایدی آهی کشم آه 

 

..................................................  مولاعلی ازدریچه ی نگاه من  درشب بیست ویکم ماه مبارک رمضان  باشد که قابل باشد درپیشگاه آن حضرت