X
تبلیغات
رایتل

مرغ شب  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 2 آذر‌ماه سال 1390 در ساعت 23:07

شعرمرغ شب راامروزدرزیربارانی عزیز سرودم وتقدیمش میکنم به انانکه  محبتشان به عاریه نیست وهیچ اکراهی درمحبت بی دریغشان نه بوده ونه خواهدبود!!!خصوصأعزیزی که، همیشه جائی برای دردهای من دارد..حتی اینروزها!  

 

ای مرغ شب إمشب بیا

باخود مرا همخانه کن

جانم به نستوه آمده

لطفی برین بیگانه کن

..........

ای مرغ شب ای مرغ شب

اندوه بسیار مرا

درچاله های کائنات

باگوش جانت ناله کن 

 

چشمان سرخت را ببند

بالت بنه برپای گوش

آن رنگ زرد ماهتاب

باناله أت آلاله کن

........

بنشین تو بربالای عرش

چاووش کنان فریادکن

دیو سکوت ناله را

دیوانه کن دیوانه کن 

 

از بهر نوش دلبرم

آنگه که باشد با رقیب

درزیر نور ماه(نو)

خون مرا پیمانه کن

.......

گفتا شریفی با فسون

کی مرغ خوش الحان من

آوای افسون مرا

چون بانگ خود افسانه کن.